تبلیغات
آذربایجان - زبان ترکی در دوره صفویه
انسان هروقت به آذربایجان نگاه می کند عزت و افتخار می بیند.(مقام معظم رهبری)
تاریخ : جمعه 7 بهمن 1390
نویسنده : وطنیم ایران
زبان ترکی در دوره صفویه

سده‌ی دهم هجری/ شانزدهم میلادی با حادثه‌ی بزرگی در ایران همراه بود. در سال 907ق/ 1502م اسماعیل صفوی از خاندان شیخ صفی الدین اردبیلی، پس از 12 سال تلاش و از میان بردن 50 حاکمیت محلی، سرانجام در تبریز تاجگذاری کرد. او با محور قرار دادن مذهب تشیع، حکومتی یکپارچه و متمرکز ایجاد کرد.[1]

شاه اسماعیل به دو نکته‌ی اساسی توجه داشت: یکی مذهب تشیع و دیگری زبان ترکی. اولی پایه و اساس قدرت گیری خاندان صفویه بود و دومی عامل بسیج هواداران صفویه. در سپاهی که شاه اسماعیل برای اجرای اهدافش گردآورده بود، قبایل ترکی چون شاملو، استاجلو، تکه للو، روملو، افشار، ذوالقدر، قاجار و ارساق شرکت داشتند. این قبایل در زمان شیخ حیدر پدر شاه اسماعیل، با نام قزلباشان معروف شدند. شیخ حیدر به هوادارانش دستور داده بود که کلاه سرخ رنگی دوازده تَرک به نشانه‌ی 12 امام بر سر بگذارند.

قزلباشان هسته‌ی اصلی سپاه شاه اسماعیل را تشکیل می‌دادند. عامل ارتباط معنوی و ظاهری شاه اسماعیل با مریدانش نیز زبان ترکی بود. با به قدرت شاه اسماعیل، زبان ترکی نیرویی دوباره گرفت. شاه اسماعیل خود به ترکی شعر می‌سرود و ختایی تخلص می‌کرد. قسمت مهم اشعار او در عشق امام علی (ع) و امامان شیعه است. در زمان شاه اسماعیل، قالب قوشما (دو بیتی 11 هجایی) به وسیله‌ی شاه اسماعیل و شعرای معاصر پایه گذاری و توسعه یافته بود. قوشما از وزن‌های هجایی معمول در میان اقوام ترک بوده است. هر قوشما 2 تا 5 بند بود. نمونه‌ای از قوشما:

هرکیم شیخ صفوی‌نین امرینی توتماز یورلور بویولدا منزله چاتماز

غیر ملت اونا اعتبار ائتمز جمله عبادتین باشی دیر توحید

اشعار عاشقانه نیز با اوزان هجایی مانند قوشما، گرایلی (دو بیتی 8 هجایی) و بایاتی (دوبیتی 7 هجایی) در همین زمان پدید آمد.[2] شاه اسماعیل خود غزل سرایی زبده بود. او از شاعران برجسته‌ی ترکی آذربایجانی است. نامه‌هایی که شاه اسماعیل برای پادشاهان عثمانی همچون سلطان مراد و سلطان سلیم می‌نوشت، به زبان ترکی بودند.

زمانی که شاه اسماعیل تبریز را از سلطان مراد آغ قویونلو گرفت و عَلَم شیعه‌گری برافراشت، ادیبان پارسی زبان دربار آغ قویونلو که عده‌ای از آنان سنّی متعصب بودند، به عثمانی رفتند. بدین ترتیب ادب ترکی از ادب پارسی پیشی گرفت. این ادیبان همچنان به کار ترویج زبان پارسی در عثمانی ادامه دادند. سلاطین عثمانی نامه‌های خود را برای شاه اسماعیل به فارسی می‌نگاشتند.[3] اغلب شاعران آذربایجان در دربار صفوی گردآمده بودند. حبیبی شاعر معروف متولد برگشاد، ملک الشعرای دربار بود و شعری به فارسی از او در دست نیست. در دربار شاعران دیگری چون محمد امین سلطان ترکمان و برادرش محمد مؤمن بیگ به پارسی و ترکی شعر می‌سرودند. مولانا کلبعلی راغب تبریزی (مرگ 1002ق)، عقیقی شروانی و قاضی اعرجی مراغی از شاعران این دوره هستند که هم به پارسی و هم به ترکی شعر گفته‌اند. صادق بیگ افشار تبریزی متخلص به صادقی، در نظم و نثر فارسی و ترکی جغتایی دست داشته است. دیوان غزلیات ترکی و منشأت ترکی دارد. معروفترین اثر او تذکره‌ی مجمع الخواص در شرح احوال شاعران معاصر اوست که به زبان ترکی جغتایی نوشته و آقای عبدالرسول خیامپور استاد دانشگاه تبریز آن را به فارسی ترجمه کرده است. 

علاوه بر آثار مکتوب، داستان‌های ترکی توسط عاشیق‌ها یا همان نوازندگان و خوانندگان دوره گرد در آذربایجان پدید آمدند. اینان دنباله رو اوزان‌های قدیمی بودند و وجود آن‌ها نشان‌گر عمق سیطره‌ی زبان ترکی به ویژه در روستاها و شهرهای کوچک است.[4] از این داستان‌ها می‌توان به کوراوغلو، اصلی و کرم، قنبر و آرزو، شاه اسماعیل، عاشیق غریب و صنم و عاشیق عباس توفارقانلی اشاره کرد.

حقیری یکی از نمایندگان برجسته‌ی شعر ترکی آذربایجان در سده‌ی دهم است. وی چه در اشعار دیوان ترکی خود و چه در مثنوی لیلی و مجنون که آن را به ترکی نوشته، از شاعرانی چون جامی و هاتفی بسیار تأثیر پذیرفته است. در لیلی و مجنون او، تأثیر جامی افزون‌تر است. فردی اردبیلی از شاعران مکتب وقوع که دیوان او به فارسی و ترکی در موزه‌ی بریتانیا موجود است.

بی‌تردید فضولی ستاره‌ی درخشان آسمان ادبیات آذربایجان و بزرگترین شاعر ترکی آذربایجانی در سده‌ی دهم است. محمد بن سلیمان بغدادی متخلص به فضولی (1556-1489م) بر دیگر شاعران برتری دارد. ادبیات ترکی با فضولی به اوج خود رسید. قبل از فضولی ادبیات ترکی آذربایجانی شکل‌هایی چون مثنوی و غزل را آزموده بود. فضولی خود استاد غزل بود. علاوه بر آن او نخستین آثار ارزنده‌‌ی تمثیلی را در ترکی آذربایجانی آفرید. (بنگ و باده- صحبت الاثمار) فضولی مانند نسیمی کوشید تا شعر ترکی را با اوزان عروضی سازگار نماید اگر چه او موفقیت چشمگیری به دست آورد ولی واقعیت این بود که ترکی با وزن هجایی سازگارتر است. او در 942 لیلی و مجنون را به ترکی سرود. مثنوی بنگ و باده را به نام شاه اسماعیل تمام کرد. کتاب روضة الشهداء تألیف ملاحسین کاشفی را به نام حدیقة السعداء به ترکی ترجمه کرد. فضولی حدیث اربعین از آثار جامی (شامل چهل حدیث) رابه همراه معنی منثور و ترجمه‌ی منظوم، به ترکی برگرداند. او در مقدمه‌ای که بر این کتاب نوشته‌ی است، یادآوری می‌کند که این «چهل دانه گوهر را برای فیض عموم» به ترکی ترجمه کرده است. از کتاب‌های دیگر او می‌توان به شکایت نامه (ترکی)، مطلع الاعتقاد (ترکی)، ساقی نامه (فارسی)، قصیده‌ی انیس القلب (فارسی) اشاره کرد. فضولی در هر سه زبان ترکی، فارسی و عربی آثاری بی‌بدیل داشته و به حق او را شکسپیر شعر ترکی می‌نامند.


جهت مشاهده متن کامل بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.


در سال 944ق/ 1539م محمد بن حسین کاتب نشاطی شاعر معروف، کتاب روضة الشهداء نوشته ملاحسین واعظ کاشفی را با نام شهدا نامه به ترکی ترجمه کرد. نشاطی این کار را به دستور شاه تهماسب و نیز تأکید قاضی‌خان ساروشیخ اوغلو حاکم شیراز انجام داد. از مهم‌ترین ویژگی‌های سبک شناختی شهدا نامه، استفاده‌ی مترجم از واژه‌های خاص گویش تبریزی است. به ویژه این که بیش‌تر این واژه‌ها برای نخستین بار وارد زبان مکتوب ادبی شده‌اند.

روحی انارجانی یکی از شعرای معروف سده‌ی دهم است. او در زمان سلطان محمد خدابنده چهاردهمین پادشاه صفوی می‌زیست. به گفته‌ی محمد علی تربیت در کتاب دانشمندان آذربایجان، او از شعرای نامور آذربایجان بوده و در نظم و نثر پارسی استاد و صاحب دیوان و منشأت است. تنها نسخه‌ی بازمانده‌ی رساله‌ای از او که به سال 1037ق به خط فریدون گرجی نوشته شده و توسط عباس اقبال آشتیانی چاپ رسیده است.

روحی انارجانی (انرجانی)[5] رساله‌ای به زبان ترکی آذربایجان نوشته است که شامل یک مقدمه، دو بخش و یک خاتمه است. مقدمه در خطبه و بیان سبب تألیف رساله است. بخش اول، در دوازده فصل و در باره‌ی رسم و آیین مردم تبریز است. بخش دوم، در چهارده فصل در بیان اصطلاحات و عبارات جماعت اناث و اعیان و اجلاف مردم تبریز است. خاتمه‌ی رساله دارای 29 بیت شعر در بی‌وفایی زنان و 7 بیت شعر عاشقانه است.[6]

رساله روحی انرجانی[7] که (اگر انتساب این رساله را به مردم تبریز در آن زمان درست بدانیم[8]) نشانه‌ی این مطلب است که زبان نیمه مرده‌ی پهلوی در بین برخی طبقات مردم تبریز رایج بوده است. دانسته است که شماری طبقات پیشه ور پیش‌تر در زمان شاه تهماسب به این زبان شعر می‌گفتند ولی آنچه که روشن است اینکه طولی نکشید که از اوایل دوره‌ی صفویه زبان پهلوی رخت از میان بست و تنها به چند روستای دور افتاده (از جمله عنبران در نزدیک اردبیل- هرزندات نزدیک زنوز اهر، کرینگان یا چرینگان از محال دیزمار اهر- قریه‌ی ینگجه در قسمت ایل دلیکانلو میانه) محدود شده است.[9]

در سده‌ی یازدهم هجری نیز سیر تکاملی زبان ترکی ادامه یافت. صائب تبریزی(1016-1086ق) معروفترین شاعر این سده است که عنوان ملک الشعرایی را از شاه عباس دوم گرفت. صائب در شعر پارسی چیره دست و در ترکی شاعری زبده بود. نسخه‌ی دست نویس دیوان غزلیات ترکی او به وسیله‌ی پرفسور حمید آراسلی در دانشگاه لنینگراد پیدا و چاپ شده است. مجموعه‌ی اشعار ترکی صائب در باکو چاپ شده و برخی غزلیات او توسط بالاش آذراوغلو به نظم فارسی درآمد.

توتولموش کونلومه جامیله شادان ائیله مک اولماز

ال ایلن پسته نین آغزینین خندان ائیله‌مک اولماز

از دیگران شاعران ترکی سرا می‌توان به قوسی تبریزی (دارای دیوانی با 6 هزار بیت)، درویش مثلی فرزند میرزا چلبی تبریزی (که شعر ترکی‌اش بر اشعار عربی و فارسی رجحان دارد)، محمد تقی دهخوارقانی تبریزی (مرگ 1093ق) و شاکر شیروانی از شاگردان مکتب فضولی را می‌توان نام برد. مرتضی قلیخان در اشعار ترکی خود، از حافظ و سعدی سود برده است. محمد حسین روانی در 1068ق گلستان سعدی را به ترکی برگرداند. نسخه‌ای به خط مؤلف در کتابخانه‌ی ملی تبریز موجود است.

علاوه بر آن در سده‌ی یازدهم، زبان ترکی در پژوهش‌ها و تحقیقات مورد استفاده قرار گرفت. یکی از ویژگی‌های پارسی پژوهی در این سده استفاده از زبان ترکی است. محمد مهدی تبریزی در 1199ق کتاب قواعد احمدیه از فرهنگ‌های دو زبانه را به ترکی و فارسی نوشت. کتاب فرهنگی دیگر که به ترکی فارسی است، لغتنامه‌ی سنگلاخ اثر میرزا مهدی خان استرآبادی است. میرزا محمد مهدی خان تبریزی نیز یک دستور زبان و یک لغت نامه‌ی ترکی به فارسی نوشت که به ترکی محاوره‌ای آذربایجان بوده و آن را بعد از 1198ق/ 1783م تمام کرده است.[10]

از شاعران معروف سده‌ی دوازدهم می‌توان به ملاپناه واقف (1717-1797م) و عاشیق خسته قاسم تیکمه داشی و جنونی اردبیلی اشاره کرد. در این سده یعنی سده‌ی دوازدهم، زبان ادبی به تدریج به شکل عمومی و یگانه درآمد. ارتباط بین لهجه‌های محلی بیش‌تر شد و اختلاف میان آنها کاهش یافت. کلمات دخیل در زبان ادبی کم‌تر شده ولی در سبک‌های علمی ناچار اصطلاحات عربی به کار رفته است. در این سده ادبیات مردمی‌تر و غنی‌تر شد. سبک‌های آن عبارت بودند از:

1. سبک کلاسیک (اشعار شاکر شیروانی و جمهور شیروانی) 2. به سبک علمی (کتاب صفویه پادشاه‌لاری تاریخی تألیف در 1733م) 

در نیمه قرن 18 آثار ادبی شفاهی یعنی بایاتی‌ها، قوشماها و داستان‌ها به مجالس شهری راه یافت.[11]



پی نوشتها:

[1] . برای آگاهی از چگونگی تشکیل حکومت صفوی ن.ک:

- عالم آرای صفوی. به کوشش یدالله شکری. انتشارات اطلاعات. تهران. 1373. صص57 و 58

- بن خواندمیر، امیرمحمود. ایران در روزگار شاه اسماعیل و شاه طهماسب صفوی. به کوشش غلامرضا طباطبایی. نشر موقوفات دکتر محمود افشار یزدی. 1370. تهران. ص118

2 . ادبیات شفاهی آذربایجان از نظر موضوع به گونه‌های زیر تقسیم می‌شود: 1- امک نغمه‌لری (سرودهایی که به هنگام کار خوانده می‌شوند). 2- اینام نغمه‌لری (ترانه‌های مربوط به ایمان و اعتقادات). 3- توی نغمه‌لری (ترانه‌های ازدواج و عروسی). 4- اوشاق نغمه‌لری (ترانه‌های مربوط به تولد و کودک). 5- اوخشامالار (مویه‌ها). 6- ایگیدلر نغمه‌لری (ترانه‌های توصیفی دلاوران). 7- یورد نغمه‌لری (ترانه‌های توصیف وطن). 8- عاشیق ماهنیلاری (سرودهای عاشیقی و ملی). 9- اویونلار نغمه‌لری (ترانه‌های مستعمل در بازیها). 10- آتالار سوزلری (پند نیاکان). 11- سایالار (نغمه‌های مربوط به اعیاد و جشنها). 12- بایاتی‌لار (دوبیتی‌هایی در موضوع نیازهای معنوی انسان). 13- ناغیللار (داستانها). ن.ک:

- یکانی زارع، پرویز. آذربایجان شفاهی ائل ادبیاتینا بیر باخیش. نشر اندیشه نو. تهران. 1377. ص50

3 . مینورسکی در باره‌ی اینکه چرا شاه اسماعیل زبان ترکی و سلطان سلیم زبان فارسی را برای سرایش شعر برگزیده بودند، می‌گوید:

«هدف‌های آن دو به کلی با یکدیگر فرق داشت. در عین آن که سلطان سلیم به خاطر دل خویش شعر می‌سرود شاه اسماعیل قصدش تأمین حمایت قبایل ترکمن بود و به همین دلیل زبان شعر وی ترکی بود.»

منبع: لاکهارت، لارسن. انقراض سلسله‌ی صفویه و ایام استیلای افاغنه در ایران. ترجمه‌ی مصطفی قلی عماد بی نا. تهران. 1343. ص24

4 . اوزان به معنی رهبری مردم و در پیش رونده است. آنان نخستین شاعران و موسیقی دانان آذربایجان بودند. این شاعران در میان قبیله‌های مختلف به شامان، گام، اویون و باکسی معروف بودند. برای آگاهی ن.ک: یکانی زارع، پرویز.همان. ص 25 

5 . آقای سعید نفیسی معتقدند که انرجان از روستاهای اردبیل است و روحی در آنجا متولد شده است. ولی محمد باقر مدرس در کتاب اوجان، روحی انرجانی را زاده‌ی روستای انرجان از روستاهای بخش بستان آباد در 13 کیلومتری شمال خاوری این شهر می‌داند. ن.ک:

- مدرس، محمدباقر. اوجان (بستان آباد). انتشارات اسلامی. تبریز. بی نا. ص194

6 . دیهیم، محمد. تذکره‌ی شعرای آذربایجان. بی نا. تبریز. 1367. ص261

7 . عنوان‌های بخش دوم به این ترتیب است:

فصل اول: در تواضعات اناث. فصل دوم: در تکلیفات و تکلفات اناث تبریز. فصل سوم: در ساز و سازنده. فصل چهارم: در ناز و نزاکت صحبت خاصه. فصل پنجم: در تعریف خواهر کر و مذمّت شوهر پیر. فصل ششم: در تعریف جوان. فصل هفتم: در خدمت مستوری. فصل هشتم: در بیماری و تحکیم رفتن. فصل نهم: در مناظره‌ی مادر عروس با مادر داماد. فصل دهم: در جواب مادر داماد با مادر عروس. فصل یازدهم: در شاعری‌ها. فصل دوازدهم: شوهر را به تقریب بر سر کار آوردن و شب جمعه را به خاطر رساندن و با مخدوم کره مناقشه کردن. فصل سیزدهم: در بیان عبارت اعیان تبریز که با عزیزی مناظره کرده باشند و مثل خودی بیان. فصل چهاردهم: در بقاضی رفتن پهلوان و اظهار دعوی با مثل خودی نمودن.

واژه‌های پهلوی که اکنون از میان رفته‌اند:

پارم (خلخال)، ورونکی (بر اورنگی یعنی حالت خوب است)، همای (نفس)

واژه‌های پهلوی که در زبان ترکی کنونی وارد شده‌اند: انایین (آدم بی‌قاعده)، امروت (گلابی)، آستا (یواش)، پیس (بد)

واژه‌های ترکی: بوقلاوا (نوعی غذا)، بلورچین- بیگ- توتماج- قازان- قره قروت

واژه‌های پهلوی که در زبان امروز باقی‌اند: بدآموز- هندوانه- ابریشمین

برای مطالعه‌ی رساله و ترجمه‌ی آن ن.ک: رضازاده‌ی ملک، رحیم. گویش آذری (متن و ترجمه‌ی واژه‌نامه‌ی رساله‌ی روحی انارجانی). انتشارات انجمن فرهنگ ایران باستان. تهران. 1352

8 . آقای ادیب طوسی در مقاله‌ای در شماره چهارم سال نهم نشریه‌ی دانشکده ادبیات تبریز انتساب این چهار فصل به زبان مردم تبریز را در سده‌ی دهم هجری محل تردید می‌داند.

9 . تاریخ ایران دوره‌ی صفویان. دانشگاه کمبریج. ص536

0[1] . لاکهارت، لارنس. نادرشاه آخرین کشورگشای آسیا. ترجمه اسماعیل افشار نادری. نشر دستان. تهران. 1377. ص638

1[1] . به طور کلی درباره‌ی زبان ترکی باید گفت که این زبان از گروه‌های زبان‌های آلتایی (به معنی آلتین داغلاری= کوه‌های طلایی) است. زبان‌های آلتایی عبارتند از: ترکی- مغولی- تونقوری قدیمی‌ترین آثار زبان آلتایی در تونقور موجود است. بعد از آن مغولی و پس ترکی تشکیل شد. ترکی ادبی از سده‌ی هشتم میلادی با سنگ نبشته‌های اورخون آغاز شده است. مراحل مختلف زبان ترکی به این ترتیب است:

1. دوران آلتایی (با مغولی مشترک بود) 2. دوران پروتوو تورک 3. دوران ترکی اولیه (از قبل از میلاد تا تأسیس دولت گوگ تورک) 4. ترکی قدیم (از سده‌ی ششم تا سده‌ی دهم میلادی) 5. ترکی میانه (سده‌ی دهم تا سده‌ی شانزدهم) 6. ترکی جدید از سده‌ی 16 تا زمان حاضر.



آخرین مطالب
 
-------------------------------------------

مارا در گوگل محبوب کنید